تبليغاتX
گل هميشه بهارم

گل هميشه بهارم


روزی بزرگان ایرانی وموبدان زرتشتی از کوروش بزرگ خواستند که برای ایران زمین نیایش کند و ایشان اینگونه فرمود :

خداوندا ، اهورا مزدا ، ای بزرگ آفریننده این سرزمین بزرگ، سرزمینم ومردمم را از دروغ  و دروغگویی به دور بدار...!

پس از اتمام نیایش عده ای در فکر فرو رفتند و از شاه ایران پرسیدند که چرا این گونه نیایش نمودید؟!

فرمودند : چه باید می گفتم؟

یکی گفت : برای خشکسالی نیایش مینمودید !

کوروش بزرگ فرمودند:  برای جلو گیری از خشکسالی انبارهای آذوقه وغلات می سازیم...

دیگری اینگونه گفت : برای جلوگیری از هجوم بیگانگان نیایش می کردید !

پاسخ شنید : قوای نظامی را قوی میسازیم واز مرزها دفاع می کنیم...

عده ای دیگر گفتند : برای جلوگیری از سیلهای خروشان نیایش می کردید !

پاسخ دادند : نیرو بسیج میکنیم وسدهایی برای جلوگیری از هجوم سیل می سازیم...

وهمینگونه پرسیدند وبه همین ترتیب پاسخ شنیدند...

تا این که یکی پرسید : شاهنشاها ! منظور شما از این گونه نیایش چه بود؟!

کوروش تبسمی نمود واین گونه پاسخ داد :

من برای هر پرسش شما ، پاسخی قانع کننده آوردم ولی اگر روزی یکی از شما نزد من آید و دروغی گوید که به ضرر سرزمینم باشد من چگونه از آن باخبر گردم واقدام نمایم؟!

پس بیاییم از کسانی شویم که به راست گویی روی آورند ودروغ را از سرزمینمان دور سازیم که هر عمل زشتی صورت گیرد ، اولین دلیل آن دروغ است...


+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت20:10توسط گل هميشه بهار | |


به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود

کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم

خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد. به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم.

 

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم و

زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان

لبخندی به ازای هر اشک

دوستی فداکار به ازای هر مشکل

نغمه ای شیرین به ازای هر آه

و اجابتی نزدیک برای هر دعا

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت19:18توسط گل هميشه بهار | |


آتشی روشن کرده ام و تا خاموش شدنش برایت دعا می خوانم

         می دانم به آرزوهایت خواهی رسید

                 زیرا هیزمی دیگر در آتش انداخته ام .

                 

   <<زرتشت>>


+نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت17:7توسط گل هميشه بهار | |

عشق واقعی مارمولک

 

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ چهار سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!چه اتفاقی افتاده؟
مارمولک ۴ سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
چهار سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی میتوانیم عاشق شویم اگر سعی کنیم


+نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت16:29توسط گل هميشه بهار | |

تقدیم به همه زنان و مردان ، چه روشن ضمیر و آگاه 

چه دربند و اسیر افکار سیاه ....

تقدیم به همه ...

 

چه آنهائی که می دانند ، چه آنهائی که نمی دانند ... 

آنهائی که اقرار می کنند و آنانی که انکار .... سین . جیم

 من به زنِ وجودم افتخار مي کنم

دلم می خواهد زن باشم... یک زن آزاد... یک زن آزاده

من متولد می شوم، رشد می کنم

تصمیم می گیرم و بالا می روم.


من گیاه و حیوان نیستم. جنس دوم هم نیستم.

من یک روح متعالی هستم؛ تبلوری از مقدس ترین ها !

ـ من را با باورهایت تعریف نکن ! بهتر بگویم تحقیر نکن!

ـمن آنطور که خود می پسندم لباس می پوشم

قرمز، زرد، نارنجی ، برای خودم آرایش می کنم گاهی غلیظ

می رقصم- گاه آرام ، گاه تند،

می خندم بلند بلند بی اعتنابه اینکه بگویند جلف است یا هر چیز دیگر...

برای خودم آواز می خوانم حتی اگرصدایم بد باشد و فالش بخوانم،

آهنگ میزنم و شاد ترین آهنگ ها را گوش می دهم،

مسافرت میروم حتی تنهای تنها ...

.حرف می زنم، یاوه می گویم و گاهی شعر،

اشک می ریزم! من عشق می ورزم......ـمن می اندیشم...

من نظرم را ابراز می کنم حتی اگر بی ادبانه باشد و مخالف میل تو،

فریاد می کشم و اگر عصبانی شوم دعوا می کنم...

حتی اگر تمام این ها باآنچه تو از مفهوم یک زن خوب

 در ذهن داری مغایر باشد.


 زن من یک موجود مقدس است؛

نه از آن ها که تو در گنجه می گذاریشان یا در پستوقایم می کنی

تا مبادا چشم کسی به آن بیفتد.

نه بدنش و نه روحش را نمی فروشد،حتی اگر گران بخرند.

اما هر دو را هر وقت دوست داشته باشد هدیه می دهد؛

به هرکه بخواهد، هر جا
 

زن من یک موجود آزاد است.

اما به هرزه نمی رود.

نه برای خاطر تو یا حرف دیگری؛

به احترام ارزش و شأن خودش.

با دوستانش، زن و مرد، هر جایی بخواهد می رود،

حتی به جهنم!


زن من یک موجود مستقل است.

نه به دنبال تکیه گاه می گردد که آویزش شود،

نه صندلی که رویش خستگی در کند

و نه نردبان که از آن بالا برود.


زن من به دنبال یک همسفر است،

یک همراه، شانه به شانه.

گاه من تکیه گاه باشم گاه او.

گاه من نردبان باشم ،

گاه او.

مهر بورزد و مهر دریافت کند.

 

زن من کارگر بی مزد خانه نیست

که تمام وجودش بوی قورمه سبزی بدهد

و دست هایش همیشه بوی پیاز داغ؛

که بزرگترین هنرش گلدوزی کردن و دمکنی دوختن باشد.

روزهابشوید و بساید

و عصرها جوراب ها و زیر پوش های شوهرش را وصله کندـ

 

زن من این ها نیست که حتی اگر تو به آن بگویی کد بانو!!!!

در خانه ی زن من کسی گرسنه نیست ،

بچه ها بوی جیش نمی دهند،

لباس ها کثیف نیستند و همیشه بوی عطر غذا جریان دارد؛

اگر عشق باشد، اگر زندگی باشد!

 

زن من یک موجود سنگیِ بی احساس و بی مسئولیت هم نیست؛

ظرافتش، محبتش، هنرش،فداکاریش ، شهوتش و احساسش را آنگونه

 که بخواهد خرج می کند؛ برای آنهایی که لایق آن هستند.ـ

زن من تا جایی که بخواهد تحصیل می کند، کارمی کند،

در اجتماع فعال است و برای ارتقاء خویش تلاش می کند.

نه مانع دیگران می شود و نه اجازه می دهد دیگران اورا از حرکت بازدارند.

گاهی برای همراهی سرعتش را کم می کند

اما از حرکت باز نمیایستد.

دستانش پر حرارتند و روحش پر شور؛

 

من یک زنم ...

نه جنس دوم...

نه یک موجود تابع...

نه یک ضعیفه ...

نه یک تابلوی نقاشی شده،

نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی،

نه یک کارگر بی مزد تمام وقت،

نه یک دستگاه جوجه کشی.

 

من سعی می کنم آنگونه که می اندیشم باشم ،

بی آنکه دیگری را بیازارم...

فرای تمام تصورات کور،

هنجارهای ناهنجار، تقدسات نامقدس!

 

باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانت کنم،

بی تفاوت و بی احساس باشم،

بی ادب و شنیع باشم،

بی مبالات و کثیف باشم.

اگر نبوده ام و نیستم ،

نخواسته ام و نمی خواهم.ـ
 

آری؛ زن من عشق می خواهد و عشق می ورزد،

احترام می خواهد و احترام می کند.
من به زن وجودم افتخار می کنم،

هر روز و هر لحظه ...


من به تمام زنان آزاده وسربلند دنیا افتخار می کنم

و به تمام مردانی که یک زن را اینگونه می بینند

و تحسین می کنند

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت12:49توسط گل هميشه بهار | |

الفبای زندگی ...!

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزكیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

‌ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش كار ها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شكست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداكاری برای قلب های درد مند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امید ها

م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك

ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

+نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت17:32توسط گل هميشه بهار | |


گاهی در زندگی دلتان به قدری برای كسی تنگ می شود


كه می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید


و آرزوهای خود در آغوش بگیرید

 


When the door of happiness closes, another

opens


But often times we look so long at the


Closed door that we don't see the one which has


been opened for us



وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود


ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم


كه دری كه برایمان باز شده را نمی بینیم

 



Don't go for looks; they can deceive


Don't go for wealth; even that fades away


Go for someone who makes you smile


Because it takes only a smile to


Make a dark day seem bright


Find the one that makes your heart smile



به دنبال ظواهر نرو؛ شاید فریب بخوری


به دنبال ثروت نرو؛ این هم ماندنی نیست


به دنبال كسی باش كه به لبانت لبخند بنشاند


چون فقط یك لبخند می تواند


شب سیاه را نورانی كند


كسی را پیدا كن كه دلت را بخنداند


 


Dream what you want to dream


Go where you want to go


Be what you want to be


Because you have only one life


And one chance to do all the things


You want to do



هر چه میخواهی آرزو كن


هر جایی كه میخواهی برو


هر آنچه كه میخواهی باش


چون فقط یك بار زندگی می كنی


و فقط یك شانس داری


برای انجام آنچه میخواهی
 

 


May you have enough happiness to make you

sweet


Enough trials to make you strong


Enough sorrow to keep you human and


Enough hope to make you happy



خوب است كه آنقدر شادی داشته باشی كه دوست داشتنی باشی


آنقدر ورزش كنی كه نیرومند باشی


آنقدر غم داشته باشی كه انسان باقی بمانی


و آنقدر امید داشته باشی كه شادمان باشی



The happiest of people don't necessarily


Have the best of everything


They just make the most of


Everything that comes along their way



شاد ترین مردم لزوماً


بهترین چیزها را ندارند


بلكه بهترین استفاده را می كنند


از هر چه سر راهشان قرار میگیرد

 



The brightest future will always be based on a

forgotten past


You can't go forward in life until


You let go of your past failures and heartaches

همیشه بهترین آینده بر پایه گذشته ای فراموش شده بنا می شود


نمیتوانی در زندگی پیشرفت كنی


مگر غمها و اشتباهات گذشته را رها نكنی

 



When you were born, you were crying


And everyone around you was smiling


Live your life so at the end


You’re the one who is smiling and everyone


Around you is crying



وقتی كه به دنیا آمدی، تو گریه می كردی


و اطرافیانت لبخند به لب داشتند


آنگونه باش كه در پایان زندگی


تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری


و اطرافیانت گریه می كنند


 

Please send this message to those people


(Who mean something to you (I JUST DID


To those who have touched your life in one way or


another


To those who make you smile when you really

need it


To those who make you see the


Brighter side of things when you are really down


To those who are so meaningful in your life


لطفاً این پیام را به كسانی بفرست


كه برایت ارزشی دارند


به كسانی كه وقتی نیاز داشتی لبخند به لبانت نشاندند


به آنهایی كه وقتی واقعاً ناامید بودی


دریچه های نور را نشانت دادند


و به آنهایی كه در زندگیت بسیار پرمعنا هستند


+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت20:3توسط گل هميشه بهار | |


به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا


خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت

 

________________________________
 
 
 
who calls you back when you hang up on him

 

کسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش

را قطع مي کني

 
 
_______________________________
 
 
 
who will stay awake just to watch you sleep

 

کسي که بيدار خواهد ماند تا سيماي تو را در هنگام خواب

نظاره کند

 
 
 _______________________________
 
 
 
wait for the guy who kisses your forehead


 
در انتظار کسي باش که مايل باشد پيشاني تو را ببوسد

[حمايتگر تو باشد]

 

________________________________
 
 
 
who wants to show you off to world when

you are in your sweats

 
کسي که مايل باشد حتي در زماني که

درساده ترين لباس هستي تورا به دنيا نشان دهد

 

______________________________
 
 
 
who holds your hand in front of his friends


 
کسي که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگيرد 
 
 
_______________________________
 
 
 
wait for the one who is constantly reminding

you how much he cares

about you and how lucky he is to have you

 
در انتظار کسي باش که بي وقفه به ياد توبياورد که تا چه اندازه

برايش مهم هستي و نگران توست و


 چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت19:54توسط گل هميشه بهار | |


روزي يك مرد ثروتمند، پسر بچه كوچكش را به يك ده برد تا به او نشان دهد مردمي كه در آنجا زندگي مي كنند چقدر فقير هستند. آنها يك روز و يك شب را در خانه محقر يك روستايي به سر بردند.

در راه بازگشت و در پايان سفر، مرد از پسرش پرسيد: «نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟ پسر پاسخ داد: عالي بود پدر!
پدر پرسيد: آيا به زندگي آنها توجه كردي؟
پسر پاسخ داد: فكر مي كنم!
...پدر پرسيد: چه چيزي از اين سفر ياد گرفتي؟

پسر كمي انديشيد و بعد به آرامي گفت: فهميدم كه ما در خانه يك سگ داريم و آنها چهار تا. ما در حياطمان فانوسهاي تزئيني داريم و آنها ستارگان را دارند. حياط ما به ديوارهايش محدود مي شود اما باغ آنها بي انتهاست . در پايان حرفهاي پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر اضافه كرد: متشكرم پدر كه به من نشان دادي ما واقعا چقدر فقير هستيم


+نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت18:18توسط گل هميشه بهار | |

این توصیه ها را یک مشاور روانشناس برایم گفته است؛ آنقدر جالب بودند که بد ندیدم به شما هم منتقلشان کنم.
وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.


اگر شما را نخواهید، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.


دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.

هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.

رفتار آرامتر همیشه بهتر است.

قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.


اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.


یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.


پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.


هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک را
بطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.


تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.


از مردانی که پیش از ازدواج تقاضای رابطه جنسی میکنند دوری گزینید.


برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.


اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.


هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.


شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.


هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.


او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.


اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.


هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.


اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.


مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.
همه مردها بد نیستند.


نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.


بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از
شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.


هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود.دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.
شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.


کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در دسترسش باشید، کم
کم نادیده تان می گیرد.


هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.


این مطالب را برای بقیه خانم ها هم مطرح کنید.


بااینکار لبخند به لبان بعضی ها می آورید، بعضی ها را درمورد انتخابشان به فکر می اندازید و خیلی های دیگر را هم آماده می کنید.


می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید

+نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت16:18توسط گل هميشه بهار | |